لغت نامه دهخدا
ناحقشناسی. [ ح َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل ناحق شناس. ناسپاسی. بی وفائی. رجوع به ناحق شناس شود.
ناحقشناسی. [ ح َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل ناحق شناس. ناسپاسی. بی وفائی. رجوع به ناحق شناس شود.
ناسپاسی نمک نشناسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سگی ناحق شناسی را به خدمتها کمر بندی کزو درصد مکافات عنایت؛ صد عناباشد