مخارج سفر

مترادف‌ها

هزینه‌های سفر، مخارف سفر، خرج سفر

فرهنگستان زبان و ادب

{voyage expenses} [حمل ونقل دریایی] هزینه هایی که به طور مستقیم به انجام سفر مربوط میشود، شامل دستمزد خدمه و سوخت گیری و عملیات راهنمایی و یدککشی و عوارض بندری، ولی هزینه های عادی عملیاتی کشتی از قبیل تعمیر رادار و مخارج اقامت خدمه در مهمان خانه را در بر نمی گیرد

ویکی واژه

هزینه‌هایی که به‌طور مستقیم به انجام سفر مربوط میشود، شامل دستمزد خدمه و سوخت‌گیری و عملیات راهنمایی و یدککشی و عوارض بندری، ولی هزینه‌های عادی عملیاتی کشتی از قبیل تعمیر رادار و مخارج اقامت خدمه در مهمان‌خانه را در بر نمی‌گیرد.

جمله سازی با مخارج سفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از مردم برای رسیدن به بامیان از مسیر زمینی استفاده می‌کنند. از مسیر بامیان تا کابل دو مسیر وجود دارد که یک مسیر از پروان است که ۲۲۰ کیلومتر فاصله داشته که از طریق کوتل شیبر و عبور از دره غوربند به ولایت پروان متصل می‌شود و مسیر دیگر از میدان وردک است که ۱۶۵ کیلومتر می‌باشد و بامیان از طریق کوتل حاجیگگ و با عبور از میدان وردک به کابل متصل می‌شود. بیشتر مردم به دلیل کاهش مخارج سفر معمولاً از مسیر میدان وردک که مسیر ناامنی در افغانستان محسوب می‌شود عبور می‌کنند.

💡 برای برنامه‌ریزی یک سفر تفریحی به خارج از کشور، باید پیش از هر چیز، هزینه‌های مربوط به بلیط هواپیما و مخارج سفر را محاسبه کرد.

💡 او تصمیم گرفت برای کاهش مخارج سفر در دوران دانشجویی، از اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت و حمل و نقل عمومی به جای تاکسی استفاده کند.

💡 افزایش ناگهانی نرخ ارز باعث شد که مخارج سفر بسیاری از گردشگران داخلی به کشورهای همسایه، به شدت افزایش یافته و تغییر کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران