لغت نامه دهخدا
محنت دیده. [ م ِ ن َ دی دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) سختی و رنج کشیده. غمدیده. رنج برده.
محنت دیده. [ م ِ ن َ دی دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) سختی و رنج کشیده. غمدیده. رنج برده.
رنج دیده، مشقت دیده.
رنج دیده مشقت دیده: مرا نادیده ( می ) انگارد اما بینشی دارد که نقش پای محنت دیده از آسوده بشناسد. ( عالم آرا )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروهی در ره او دیده بازند گروهی جان محنت دیده بازند
💡 یعقوب محنت دیده ی ما را امیدست تا مگر از لطف باد صبحدم بویی رسد از پیرهن
💡 دوستانش را ز نعمت دست گوهر بار شد دشمنانش را ز محنت دیده گوهر بار گشت
💡 تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند در دل عشاق محنت دیده چاک انداختند
💡 غیرتت یعقوب محنت دیده را جان عزیز در فراق ماه کنعان بیت احزان ساخته
💡 مغز افروزد شمیم و کشت سوزد شبنمم آه محنت دیده ام باد بهاری نیستم