پائین دست

مترادف‌ها

زیردست، مطیع، تابع، مرتبه پایین‌تر

متضادها

بالا دست، رئیس، مافوق

لغت نامه دهخدا

پائین دست. [ دَ ] ( اِ مرکب ) طرف پائین.

فرهنگ فارسی

طرف پائین

جمله سازی با پائین دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ارتفاع این آبشار حدود ۴۵ متر است که در فصول بهار و تابستان با حرکت آب بر روی صخره‌های پائین دست جلوه‌ای زیبا از قدرت آفریدگار را در این طبیعت بکر و کوهستان زیبا را به نمایش می‌گذارد.

💡 این مجموعه که در فاصله ۲۳ کیلومتری شمال اندیمشک بر روی رودخانه بالارود در حال احداث می‌باشد ارتفاع آن ۸۰ متر و طول تاج آن ۱۰۵۰ متر است که مخزن آن امکان ذخیره ۱۳۱ میلیون متر مکعب آب را دارد که ضمن کنترل سیلاب‌های فصلی و تأمین آب سیزده هزار هکتار از اراضی کشاورزی پائین دست و در طول سال نیز یازده گیگا وات برق تولید و وارد شبکه سراسری خواهد کرد.

💡 در ساختار سلسله‌مراتبی این سازمان بزرگ، مدیران ارشد باید همیشه به دغدغه‌ها و مشکلات کارمندان پائین دست خود توجه و رسیدگی کافی کنند.

💡 وقتی در جریان یک جریان آب حرکت می‌کنید، مواد آلوده معمولاً به سمت مناطق پائین دست حرکت کرده و محیط زیست را تخریب می‌کنند.

💡 او همیشه سعی می‌کرد با احترام و ادب با تمامی افراد پائین دست خود در سلسله مراتب اداری برخورد داشته باشد تا احترام کسب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران