هم روی
مترادفها
دو رو، ریاکار، منافق
فرهنگستان زبان و ادب
{concurrency} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اجرای دو یا چند عمل هم زمان در رایانه
جمله سازی با هم روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حجاب روی تو هم روی توست در همه حال نهانی از همه عالم، ز بسکه پیدایی
💡 یک منحنی بسته باشد مقدار اولیه و مقدار آخری با هم روی میدهد که آن را با
💡 فروغی چون به خونت صف کشد بر گشته مژگانش تو هم روی تظلم را به شاه لشکر آرا کن
💡 هر لحظه کند القا، با ابر دل دریا: از ما شده ای پیدا، هم روی بما داری
💡 در فعلهای عبارتی با حرفهای اضافه اشتباههای دستور زبانی بسیار اتفاق میافتد. این خطاها حتی در سطوح پیشرفته هم روی دادهاست.
💡 می بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم هم رخنه می نجویم هم روی می نتابم