چارمی

لغت نامه دهخدا

چارمی. [ رُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) چهارمی. چهارمین. چیزی در مرتبه چهارم. و رجوع به چارمین شود.

جمله سازی با چارمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ملک چارمی مه‌پیکری فرستادی که مه گدای از او کرده نقد نور و ضیا

💡 من و دلدار و مطربی سه به سه چارمی حارسی که بردر بود

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز