پس زده
مترادفها
رد شده، دفع شده، رانده شده
متضادها
پذیرفته
فرهنگستان زبان و ادب
{reject} [مهندسی محیط زیست و انرژی] بخشی از جریان ورودی که از غشای تراوا عبور نمی کند و دربردارندۀ ناخالصی ها و آلاینده هایی مثل ترکیبات آلی و یون ها و مواد کلوئیدی است
جمله سازی با پس زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر یک از مؤلفههای نیرو صفر باشند مؤلفهٔ متناظر تکانهٔ خطی پایسته خواهد بود؛ فارغ از این که دو مؤلفهٔ دیگر پایسته هستند یا نه. نیروی پیشرانه ی حاصل از موتور جت و پدیدهٔ پس زنی تفنگ نمونههایی از اثر قانون پایستگی تکانهٔ خطی میباشند. در هر دوی این مثالها، جزئی از سیستم، به بهای پرتاب جزء دیگر در یک جهت، در جهت مخالف پس زده میشود.
💡 پیوند: بافتبرداری از ارگانهای پیوندی برای اطمینان از اینکه آنها پس زده نمیشوند یا اینکه عارضهای که عمل نیاز به پیوند را ضروری کرده، دوباره بروز نکردهاست، انجام میشود.
💡 سیستم دفاعی پیشرفته کشور، تمامی موشکهای شلیک شده توسط دشمن را با موفقیت پس زده و از ورود آنها به آسمان جلوگیری کرد.
💡 بدن او به دلیل ضعف سیستم ایمنی، بسیاری از داروهای جدید را پس زده و واکنشهای بسیار شدیدی به آنها نشان داده است.
💡 جامعه در برخورد با ایدههای بسیار عجیب و غریب، معمولاً آنها را پس زده و به سمت سنتهای قدیمیتر خود تمایل پیدا میکند.