لغت نامه دهخدا
واژونه خوی. [ ن َ / ن ِ] ( ص مرکب ) کسی که خوی وی برگشته و بدکار شده باشد.( ناظم الاطباء ). برگشته خو. بدخو. زشتخو:
پس آیین ضحاک واژونه خوی
چنان بد که چون می بدش آرزوی...فردوسی.
واژونه خوی. [ ن َ / ن ِ] ( ص مرکب ) کسی که خوی وی برگشته و بدکار شده باشد.( ناظم الاطباء ). برگشته خو. بدخو. زشتخو:
پس آیین ضحاک واژونه خوی
چنان بد که چون می بدش آرزوی...فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس آئین ضحاک واژونه خوی چنان بد که چون میبدش آرزوی