واریختن

لغت نامه دهخدا

واریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) ریختن. || باز ریختن. دوباره ریختن. واریز کردن.
- واریختن حساب را؛ تفریغ حساب کردن با کسی. معلوم کردن حق هر یک از شریکین متعاملین. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ عمید

خراب شدن و ویران شدن، از هم پاشیدن.

فرهنگ فارسی

ریختن، واریزکردن، وارثی کردن حساب برای بدهکار
(مصدر ) ۱ - مجددا ریختن باز ریختن. ۲ - ریختن. یا وا ریختن حساب. تفریغ حساب کردن با کسی واریز کردن حساب.

جمله سازی با واریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر نمی تابد دلم، می بایدش واریختن می خورم چون دلو اگر آبی ز چاه دیگران

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز