لغت نامه دهخدا
هم درس. [ هََ دَ ] ( ص مرکب ) دوتن که با هم درس خوانند. هم کلاس. هم سبق:
بشوی اوراق اگرهم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد.حافظ.
هم درس. [ هََ دَ ] ( ص مرکب ) دوتن که با هم درس خوانند. هم کلاس. هم سبق:
بشوی اوراق اگرهم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد.حافظ.
دو یا چند تن که در یک جا تحصیل کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بافلاطون اندر میکده در مدرس خم سالها بودم همدرس در آئین نظر
💡 بشو اوراق اگر همدرس مائی که علم عشق در دفتر نباشد
💡 کاهلان همدرس می جویند از افسردگی داستان عشق را همداستان در کار نیست