ناشتاب
مترادفها
بیشتاب، آرام
متضادها
شتابنده، سریع
لغت نامه دهخدا
ناشتاب. [ ش ْ / ش ِ ] ( ص، اِ ) به معنی ناشتا و ناهار است که از صبح باز چیزی نخوردن باشد. ( برهان قاطع ):
هرگه که عالمی را بینم به هر مراد
جود تو سیر کرده و من ناشتاب تو.مسعودسعد.یا بپرسم که چه خوردی ناشتاب
تو بگوئی نه شراب و نه کباب.مولوی.|| روزه داری. پرهیزگاری. ( ناظم الاطباء ).
ناشتاب. [ ش ِ ] ( ص مرکب ) بی شتاب. آهسته. شکیبا. صابر. صبور. ( ناظم الاطباء ). ناشتابان. آنکه درنگ می کند و شتاب نمی کند.
فرهنگ عمید
= ناشتا
بی شتاب، آن که شتاب نکند، شکیبا.
فرهنگ فارسی
(صفت ) آنکه شتاب وعجله نکندشکیباصبور.
جمله سازی با ناشتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بامداد درآورد دلبرم جامی به ناشتاب چشانید خام را خامی
💡 یا بپرسیدم چه خوردی ناشتاب تو بگویی نه شراب و نه کباب
💡 ز بامداد کسی غلملیج می کندم گزاف نیست که من ناشتاب خندانم