واژه «ناسزای» در زبان فارسی صفتی است که برای توصیف چیزی یا کسی به کار میرود که شایستگی، درستی یا برازندگی لازم را ندارد و از نظر اخلاقی، اجتماعی یا ارزشی ناپسند و نادرست به شمار میآید. این واژه از ریشه «سزا» به معنای شایسته و بایسته ساخته شده و با افزودن پیشوند نفی، معنای «ناشایسته» و «نامناسب» پیدا کرده است. در کاربرد زبانی، «ناسزای» میتواند به رفتارها، گفتارها یا حتی افراد اشاره داشته باشد که با معیارهای پذیرفتهشده اخلاقی یا عرفی سازگار نیستند. برای نمونه، سخنی که حاوی توهین، بیاحترامی یا دروغ باشد، «ناسزای» تلقی میشود و از آن به عنوان گفتاری ناپسند یاد میگردد. همچنین این واژه در توصیف اعمالی به کار میرود که از نظر وجدان یا قواعد اجتماعی مورد نکوهش قرار میگیرند. در متون ادبی و اخلاقی، این کلمه اغلب در برابر واژههایی مانند «شایسته»، «بایسته» و «درخور» قرار میگیرد و برای تأکید بر زشتی یا نادرستی یک امر استفاده میشود. این اصطلاح علاوه بر بار معنایی منفی، جنبه ارزشی نیز دارد و نشاندهنده قضاوتی است که بر اساس معیارهای فرهنگی و اخلاقی انجام میگیرد. در برخی موارد، «ناسزای» به معنای «بیجا» یا «نابجا» نیز به کار میرود، یعنی چیزی که در موقعیت خود مناسب نیست. از نظر کاربردی، این واژه در زبان رسمی و ادبی بیشتر دیده میشود و به بیان دقیقتر مفاهیم اخلاقی کمک میکند. در مجموع، این کلمه به هر امر نادرست، ناپسند و نامتناسبی گفته میشود که با معیارهای پذیرفتهشده سازگار نیست و از نظر ارزشی مورد نکوهش قرار میگیرد.
ناسزای
لغت نامه دهخدا
ناسزای. [س َ ] ( ص مرکب ) نااهل. ناسزاوار. نالایق:
که ای ناسزایان چه پیش آمده ست
که بدخواهتان همچو خویش آمده ست.فردوسی.سوی ناسزایان شود تاج و تخت
تبه گردد این خسروانی درخت.فردوسی.گفتند این چه تو کردی ناپسندیده بوده که دختر خویش را به ناسزای دادی. ( اسکندرنامه نسخه خطی ).
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی در حلقه ای در ذکر یارب یارب است.حافظ.رجوع به ناسزا شود.
جمله سازی با ناسزای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گونی ناسزای هر که خواهی منت پرسم کرا گفتی تراگو
💡 چرا به زمره شدادیان نگفت کسی که ای ز نادقهٔ معبود ناسزای شما
💡 گند گردون اگر بد می کند با دوستان نیکوئی با مردمان ناسزای دون کند
💡 گفتند ناسزای تو میگفت دی بتی امروز خوشدلم به گمان کآن تو بودهای
💡 جای از سرای خویش گزیدی تو را سزد منت خدای را که نه ئی ناسزای ملک