یصب
مترادفها
ریختن، جاری شدن
لغت نامه دهخدا
یصب. [ ی َ ] ( معرب، اِ ) یصم. معرب از یشب و یشم فارسی که سنگی قیمتی است. ( یادداشت مؤلف ). یشم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به یشم شود.
فرهنگ فارسی
یصم معرب از یشب و یشم فارسی که سنگی قیمتی است یشم
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یُصَبُّ: فرو ریخته می شود( صب در اصل به معنی ریختن آب از بلندی است)
ریشه کلمه:
صبب (۵ بار)
جمله سازی با یصب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی انّ اللَّه تعالی خلق السّحاب علی هیئة الغربال ثم یصب الماء علیه من السّماء صبّا ثم ینزل منه قطرة قطرة لیکون اقرب الی النفع و انفی للضرر