یزدان پرستی
مترادفها
پرستش خدا، عبادت
متضادها
بیخدایی، کفر
لغت نامه دهخدا
یزدان پرستی. [ ی َ پ َ رَ ] ( حامص مرکب )صفت و عمل یزدان پرست. خداپرستی. پرستش یزدان. ( یادداشت مؤلف ):
همیشه به یزدان پرستی گرای
بپرداز دل زین سپنجی سرای.فردوسی.گفت من از کار جهان سیر آمده ام و به یزدان پرستی مشغول خواهم شدن. ( فارسنامه ابن بلخی ص 47 ).
زیزدان پرستی خبر دادشان
ز دین توتیای نظر دادشان.نظامی.و رجوع به یزدان پرست شود.
فرهنگ فارسی
صفت و عمل یزدان پرست خدا پرستی
جمله سازی با یزدان پرستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز یزدان پرستی چنان است شاه که گویی نکرده ست هرگز گناه
💡 چون تو یزدان پرستی از شیطان ایمنی در جهان و با سامان
💡 تو یزدان پرستی نه اهریمنی مکن با خداوند خود دشمنی
💡 به یزدان پرستی عهد درست ورا شاد گرداند آنجا نخست
💡 نشان گر نبود او زهستی نبود در آفاق یزدان پرستی نبود
💡 به یزدان پرستی مرا ره نمای چو بی بهره ام زین سپنجی سرای