لغت نامه دهخدا
یحیط. [ ی َ ] ( ع اِ ) سال قحط. ( ناظم الاطباء ).
یحیط. [ ی َ ] ( ع اِ ) سال قحط. ( ناظم الاطباء ).
سال قحط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یطالع فی شعشاع و جنه یوسف حقائق اسرار یحیط بها خبرا
💡 قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة من تأمّلها بمعانیها و وقف علی ما اودع فیها رتعت اسراره فی ریاض من الانس مونقة و ظلّت افکاره بلوائح من الیقین مشرقة. فهی علی جلال الحقّ شاهدة. و علی ما یحیط به الذّکر و یأتی علیه الحصر زائدة.
💡 و الثّانی انّها راجعة الی اللَّه تعالی لانّ عباده «لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً» ای لا یحیط علمهم باللّه عزّ و جل. قوله: «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ» ای ذلت و خضعت و استأسرت.