گوزبن

لغت نامه دهخدا

گوزبن. [ گ َ / گُو ب ُ ] ( اِ مرکب ) از: گوز ( گردو ) + بن. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). درخت گردکان را گویند، و به ضم اول هم درست است. ( برهان ) ( آنندراج ):
هم آنگه یکی بنده را گفت شاه
که شو گوزبن کن سراسر نگاه.فردوسی.بیامد بر آن گوزبن برنشست
هم اکنون به بخت تو آید به دست.فردوسی.کرده چون گوزبن بن گردن
از چه از عشوه و قفا خوردن.سنایی.

فرهنگ عمید

درخت جوز، درخت گردو.

جمله سازی با گوزبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیامد بران گوزبن بر نشست بیاید هم‌اکنون به بختت به دست

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز