گندم کار
مترادفها
کشاورز، گندمکار
لغت نامه دهخدا
گندم کار. [ گ َ دُ ] ( نف مرکب ) آنکه پیشه او گندم کاری است. آنکه کشت گندم کند.
گندم کار. [ گ َ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میانکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد که در 36 هزارگزی جنوب اردل و متصل به راه عمومی شلیل به ویلان واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش 398 تن است. آب آن از چشمه تأمین می شود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و ذغالسوزی و صنایع دستی زنان قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ عمید
کشاورزی که شغلش کاشتن گندم است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که شغلش کاشتن گندم است.
جمله سازی با گندم کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته بودم تو را که گندم کار چون تو جو کاشتی برو به درو
💡 تو گندم کار تا هستی برآرد گیا خود در میان دستی برآرد