گنجوی

لغت نامه دهخدا

گنجوی. [ گ َ ج َ ] ( ص نسبی ) منسوب به گنجه. جنزوی. رجوع به گنجه شود.
گنجوی.[ گ َ ج َ ] ( اِخ ) نظامی گنجوی. رجوع به نظامی شود.
گنجوی. [ گ َ ج َ ] ( اِخ ) ( ابوالعلاء... ) رجوع به ابوالعلاء... شود.
گنجوی. [ گ َج َ ] ( اِخ ) قوامی مطرزی... رجوع به قوامی... شود.

فرهنگ عمید

از مردم گنجه: نظامی گنجوی.

فرهنگ فارسی

نظامی.
( صفت ) منسوب به گنجه از مردم گنجه گنجه یی: نظامی گنجوی.
قوامی مطرزی...

جمله سازی با گنجوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ادبیات فارسی از نام‌های گوناگون ذکرشده در بالا برای اشاره به این شیرینی استفاده شده، برای نمونه نظامی گنجوی می‌گوید:

💡 بزم و رزم مفهومی قدیمی است که پیشینه آن به ایران پیش از اسلام بازمی‌گردد. در بزم، توانایی شاه در سرگرمی و لذت‌های دنیوی چون خوراک و غذا و موسیقی و رقص به نمایش گذاشته می‌شد؛ در رزم، شاه باید قدرت و شجاعت و دلاوری اش را در شکست دشمنان کشور اثبات می‌کرد. رزم و بزم از ادبیات فارسی به ادبیات عثمانی هم راه پیدا کرد. در شاهنامه بر سویه «رزم» تأکید شده و در هفت پیکر نظامی گنجوی بر «بزم».

💡 بعدها بسیاری از گویندگان در منظومه‌های خویش به شیوهٔ شاعری وی توجه نمودند که ازآن‌جمله نظامی گنجوی را باید نام برد که هنگام سرودن خسرو و شیرین به برخی از موارد این کتاب نظر داشته‌است.

💡 اما بزرگ‌ترین نقص داستانی این اپرا موضوع فرهاد است. فرهاد در این اپرا یک نقش زاید و بی‌معنی است… در حالی¬ که در داستان نظامی گنجوی نقش مهم‌تری دارد…

💡 خمسهٔ «‌خسرو» که تقلیدیست فرد با حکیم گنجوی جوید نبرد

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز