واژه «گلوبر» در زبان فارسی به صورت صفتی مرکب به کار میرود و معنای اصلی آن اشاره به چیزی یا کسی دارد که موجب بریدن یا آسیب رساندن به گلو میشود. این واژه در اصل از ترکیب «گلو» و «بر» ساخته شده و مفهوم کلی آن «برندهٔ گلو» یا «آسیبزننده به گلو» است. در کاربرد لغوی، برای توصیف ابزار یا عاملی استفاده میشود که قابلیت ایجاد بریدگی یا صدمه در ناحیه گلو را دارد. همچنین در زبان عامیانه، «گلوبر» گاهی برای بیان چیزی سوزاننده یا آزاردهنده در ناحیه گلو به کار میرود که حس خراش یا سوزش شدید ایجاد میکند. این واژه میتواند هم جنبه واقعی و فیزیکی داشته باشد و هم به صورت مجازی برای بیان شدت آزار یا سختی یک وضعیت به کار رود. در متون قدیمیتر، این نوع ترکیبات برای توصیف ویژگیهای خطرناک یا کشنده اشیا و ابزارها استفاده میشدند. کاربرد آن بیشتر در زبان توصیفی و ادبی دیده میشود تا در گفتار روزمره امروزی. از نظر معنایی، محور اصلی این واژه بر مفهوم «بریدن» و «آسیب رساندن به گلو» استوار است. در نتیجه، «گلوبر» هر چیزی را شامل میشود که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ناحیه گلو صدمه وارد کند. این واژه در مجموع دارای بار معنایی هشداردهنده و منفی است و برای بیان خطر یا شدت آسیب به کار میرود.
گلوبر
لغت نامه دهخدا
گلوبر. [ گ ُ / گ َ ب ُ ] ( نف مرکب ) برنده گلو. گلوبرنده. در تداول عامه، سوزنده گلو.
گلوبر. [ گ ِ ل ُ ب ِ ] ( اِخ ) یوهان ردلف ( 1604 - 1668 م. ). طبیب و شیمی دان آلمانی. در کارلشتات ( باویر ) به جهان آمد، وی خاصیت طبی سولفات دو سود را کشف کرد که به نام نمک گلوبر خوانده شد.
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه گلوی جانداری را ببرد، برندۀ گلو.
فرهنگ فارسی
یوهان رودلف پزشک و شیمی دان آلمانی ( و. کارلشتاد ۱۶٠۴ تا ف. ۱۶۶۸ م. ). وی خاصیت طبی سولفات دو سدیوم را کشف کرد که بنام وی [ نمک گلوبر ] نامیده شد.
( صفت ) آنکه گلوی جانور یا انسانی را ببرد ذبح کننده: عقل جز راستگوی لمتر نیست حیله سازنده و گلوبر نیست. ( سنائی )
جمله سازی با گلوبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سالهای قبل رسم بر این بوده که پروفسور روی گلوبر (برنده جایزه فیزیک نوبل سال ۲۰۰۵ میلادی) عهدهدار جاروکشی پس از پرتاب موشکها بودهاست.