گشاده رو. [ گ ُ دَ / دِ ] ص مرکب ) روباز مقابل روبسته. چهره روپوش نگرفته. بی حجاب:
خوبرویان گشاده رو باشند
تو که روبسته ای مگر زشتی ؟سعدی.اما در خلوت با خاصان گشاده رو و خوشخو آمیزگار اولیتر. ( گلستان ). || خوشگل. مقبول. زیبا:
زآن روی که بس گشاده روی است
مویم چو زبان، زبان چو موی است.نظامی.
۱. [مجاز] خوش رو، خندان.
۲. [مقابلِ روبسته] [قدیمی] بی حجاب.
۱ - آنکه چهره اش باز باشد بی حجاب مقابل رو بسته. ۲ - زیبا جمیل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خلق خوش توان شد در چشم خلق شیرین صبح گشاده رو را انجم زر نثارست
💡 صبح گشاده رو در دولتسرای ماست چرخ کبود، خانه چینی نمای ماست
💡 زخم گشاده رو به بغل تیغ را کشید آغوش رغبتی تو هم ای بی جگر گشا
💡 چون کعبه خوش است دل که سالی ده روز گشاده رو نباشد