گره دار
مترادفها
گرهخورده، پیچیده، درهمتنیده
متضادها
باز، گرهگشوده
فرهنگستان زبان و ادب
{ganglionated, gangliated} [زیست شناسی] دارای گره
جمله سازی با گره دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاه دارای ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبیه فریز است. تخم زیادی دارد. خوشبو است و زبان را میخارد. این گیاه در میان برگهایش و نزدیک ساقه گلهای بنفش رنگی تولید میکند که شبیه گل بنگ است هرچه خوشبوتر باشد بهتر است. ساقههای آن از اجزای دیگرش مفید ترند. قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوی تر است.
💡 آن طناب قدیمی و گرهدار که در انبار قدیمی قرار داشت، دیگر برای استفاده در کارهای ساختمانی و سنگین اصلاً قابل اعتماد نبود.
💡 او با استفاده از یک نخ ضخیم و گرهدار، سعی کرد قطعات شکسته شده اثر هنری قدیمی خود را به هم متصل کند.
💡 موهای بلند و گرهدار کودک در میان بازیهای طولانی، به شکلی نامنظم درآمده بود که نیاز به شانه کردن فوری داشت.