گره خورده
مترادفها
بسته شده، گرهزده
متضادها
باز، گشوده
فرهنگ عمید
۱. آنچه در آن گره ایجاد شده.
۲. [مجاز] مشکل و پیچیده.
فرهنگ فارسی
۱ - چیزی که گرهی در آن ایجاد شده. ۲ - امری که در آن مشکلی پدید آمده.
جمله سازی با گره خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام بردسیر با گل محمدی و گلاب گره خورده و از دیرباز مردم بردسیر این گل را در خانه های خود کشت میکردند و از زیبایی و عطر آن بهره میبردند.تا جایی که این گل بهصورت صنعتی جدا نشدنی از این شهر گردید.
💡 خلیج فارس و مترادفهای آن در سایر زبانها، اصیلترین نام و نامی است بر جای مانده از کهنترین منابع، که از سدههای پیش از میلاد بهطور مستمر در همه زبانها و ادبیات جهانی استفاده شده است و با پارس، فارس، ایران و عجم ـ نامهای ایران ـ و معادلهای آن در سایر زبانها گره خورده است.
💡 بسیاری از انواع ژاکتها بهطور سنتی به صورت گرد بافته میشوند. دهانههای مورد نیاز (سوراخهای بازوها و گردن) بهطور موقت با کوکهای اضافی گره خورده و در صورت لزوم تقویت میشوند. سپس کوکهای اضافی برش داده میشود تا دهانه ایجاد شود و با چرخ خیاطی دوخته میشود تا از پیچ خوردگی جلوگیری کند. این تکنیک را استیکینگ میگویند.
💡 امداد غیبی از فنون پیرنگ است که به پیرنگ یک داستان اضافه میشود تا بهطور غیرمنتظره پیرنگ داستان یا نتیجه یک جنگ و کشمکش را تغییر دهد. امدادهای غیبی معمولاً سرشتی ایزدی دارند و موقعی وارد داستان میشوند که تحولات داستان گره خورده یا نیروهای نیکنهاد خود بهتنهایی از پس نیروهای شر بر نمیآیند.