گرم جوش
مترادفها
پرشور، هیجانزده، پرانرژی
متضادها
بیمیل، بیخیال، سرد
فرهنگ عمید
کسی که با دیگران به گرمی و محبت رفتار کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه با دیگران بسیار معاشرت و اختلاط کند.
جمله سازی با گرم جوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید عالمم ز دل گرم جوش خویش از سردی زمانه نگردد هوای من
💡 خون چمن گرم جوش ای که نشینی خموش
💡 بر رخش گرم جوش ببین گر ندیدهای کانسان ز اقتدار بود اژدها سوار