لغت نامه دهخدا
گران فروش. [ گ ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه متاع خویش را به قیمت گران فروشد. مقابل ارزان فروش. دندان گرد در تداول عامه. گران گاز. رجوع به گران گاز شود.
گران فروش. [ گ ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه متاع خویش را به قیمت گران فروشد. مقابل ارزان فروش. دندان گرد در تداول عامه. گران گاز. رجوع به گران گاز شود.
کسی که کالایی را به بهایی گران تر از ارزش واقعی خود بفروشد.
( صفت ) کسی که کالای خود را ببهای گران فروشد مقابل ارزان فروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن خواجه اگر چه تیزگوش است استیزه کن و گران فروش است