گاویش. ( اِ ) ظرف شیر و دوغ. ( جهانگیری ). رجوع به گاودوش، گاویس و گویس شود.
ظرف شیر و دوغ
💡 گاو را بفروخت حالی خر خرید گاویش بود و خری بر سر خرید