کوچه گرد. [ چ َ / چ ِ گ َ] ( نف مرکب ) آن که در کوچه ها بگردد و اکثر این قسم مردم رند و حسن پرست و تماشایی می باشند. ( آنندراج ). آن که در محله ها و کوچه ها گردد ( غالباً این نوع کسان رند و حسن پرست اند ). ( فرهنگ فارسی معین ):
طفل اشکم کوچه گردآستین از بی کسی است
دیده بر حالش ندارد دل گرفتار خود است.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).|| آواره و بی جا و مقام و منزل بر دوش. || طواف و آنکه در کوچه و برزن می گردد و متاع خود را می فروشد. ( ناظم الاطباء ). کسی که در کوچه ها و برزنها گردد و امتعه خود را به فروش رساند. طواف. ( فرهنگ فارسی معین ).
کسی که در کوچه و خیابان گردش می کند.
( صفت ) ۱ - آنکه در محله ها و کوچه ها گردد ( غالبا این نوع کسان رند و حسن پرست اند ): طفل اشکم کوچه گرد آستین از بی کسی است دیده بر حالش ندارد دل گرفتار خود است. ( رضی دانش ) ۲ - کسی که در کوچه ها و بر زنها گردد و امتع. خود را بفروش رساند طواف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوای نفس ترا کوچه گرد ساخته است وگرنه نقد بود هر چه مدعای دل است
💡 اوراق دل ز منت شیرازه فارغ است تا کوچه گرد زلف حواس است بوی دوست
💡 به خودسری نتوان کوچه گرد شد زاهد رموز عشق و جنون، اوستاد می خواهد
💡 خرقه اش را بخیه از دندان سگ باشد مدام هر تهیدستی که گردد کوچه گرد احتیاج
💡 گرچه هر شب بر سر راهم کمین شحنه است کوچه گرد عشقم و باکی ندارم از عسس
💡 تا همچو دیدهام نبود کوچه گرد شهر از پا فتاده و سر کویی گرفته دل