کوره راه
مترادفها
گذرگاه، تنگه، راه باریک
لغت نامه دهخدا
کوره راه. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب )راهی که ناراست و پرپیچ مثل راه مارپیچ باشد و رونده آن راه گم کند. ( آنندراج ). راه ناراست معوج و پیچ در پیچ. ( ناظم الاطباء ). راهی باریک و پرپیچ و خم و غیرمعروف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
به نادانی گرفتم کوره راهی
ندانستم که می افتم به چاهی.؟ ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
راه باریک و ناهموار، راه باریک و پرپیچ وخم در خارج شهر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) راهی که نار است و پر پیچ و خم باشد.
راهی که ناراست و پر پیچ مثل راه مارپیچ باشد و رونده آن راه گم کند.
جمله سازی با کوره راه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
💡 از کوره راه گله سرازیر می شود سوْری قالخیب، دوْلائیدان آشاردی
💡 عبور از کوره راه باریک و صخرهای در میان کوههای مرتفع، نیازمند مهارتهای بسیار بالا و تمرکز کامل از سوی تمام کوهنوردان بود.
💡 برخی از قوانین پیچیده اداری مانند یک کوره راه دشوار عمل میکنند که مانع از جریان سریع و روان امور اقتصادی در کشور میشود.
💡 در مسیر رسیدن به موفقیتهای بزرگ، همواره کوره راه و موانع متعددی وجود دارد که باید با صبر و پشتکار از آنها عبور کرد.