لغت نامه دهخدا
کزاد. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) جامه کهنه را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).کراد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). کراده. ( برهان ). رجوع به کراد و کراده شود.
کزاد. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) جامه کهنه را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).کراد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). کراده. ( برهان ). رجوع به کراد و کراده شود.
جامۀ کهنه و پاره.
جامه کهنه را گویند. کراد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک بار بگو که بنده من کزاد شوم ز رنج و رسته
💡 سر و کزاد بود فصل چه دی مه چه تموز کاین دو موسم ملک الموت گیاه است گیاه