کلمهی «کامور» در فارسی به معنای کسی است که کامیاب، کامروا، پیروزمند و بهرهمند است. این واژه ریشه در صفت «کامیاب» دارد و نشاندهنده فردی است که در زندگی، کار یا تلاشهای خود به موفقیت و رضایت رسیده باشد. در لغتنامههای فارسی مانند دهخدا و ناظم الاطباء، کامور به کسی گفته میشود که از نعمت، بخت و توفیق برخوردار است و زندگی موفق و خوشایندی دارد. این کلمه بار مثبت دارد و اغلب برای توصیف افرادی به کار میرود که در امور مختلف مورد احترام و شناختهشده هستند. در ادبیات فارسی نیز از آن برای ستایش افراد موفق و خوشبخت استفاده شده است. از نظر معنایی، کامور با واژههایی مانند کامیاب، کامروا، موفق و بختیار هممعنی است و بار ستایشی و تمجیدی دارد. در کاربرد روزمره، وقتی کسی را کامور مینامند، منظور آن است که او در زندگی یا کارهایش موفق و خوششانس است.
کامور
لغت نامه دهخدا
کامور. [ کام ْ وَ] ( ص مرکب ) کامیاب و فیروزمند. بهره مند و بختیار. ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). کامیاب. کامروا. ( شعوری ج 2 ص 238 ):
بسکه با لطف و کرم شد نامور
در جهان نبود نظیرش کامور.میرنظمی ( از آنندراج ).در فرهنگ ناظم الاطباء معنی موافق آرزو، بر حسب میل نیز دارد؛ اما ظاهراً استوار نیست و کاموری باید بدین معنی باشد. رجوع بکاموری شود.
فرهنگ عمید
کامیاب.
فرهنگ فارسی
کامیاب
( صفت ) ۱ - کامیاب کامران. ۲ - موفق فیروزمند.
فرهنگ اسم ها
اسم: کامور (پسر) (فارسی) (تلفظ: kāmvar) (فارسی: کامور) (انگلیسی: kamvar)
معنی: کامیاب و کامروا، کامیاب و پیروزمند، بهره مند و بختیار
جمله سازی با کامور
💡 «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» در سال ۱۳۹۲ به عنوان شعر ترانهٔ «یاد آر» از آلبوم سراسر مه با صدای محمد معتمدی و آهنگسازی آرش کامور منتشر شد.