کافر نشان
مترادفها
کافرنما
متضادها
باایمان، مؤمن
لغت نامه دهخدا
کافرنشان. [ ف ِ / ف َ ن ِ ] ( ص مرکب ) کسی که از کفرو بیدینی نشانی دارد. کافرصفت. کافرخو:
زان غمزه کافرنشان ای شاه شروان الامان
آری سپاه کافران جز شاه شروان نشکند.خاقانی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که از کفر نشان دارد کافر صفت کافر خو: [ زان غمز. کافر نشان ای شاه شروان الامان. آری سپاه کافر ان جز شاه شروان نشکند ]. ( خاقانی )
جمله سازی با کافر نشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان غمزهٔ کافر نشان ای شاه شروان الامان آری سپاه کافران جز شاه شروان نشکند