کاسه و کوزه

لغت نامه دهخدا

کاسه و کوزه. [ س َ / س ِ وُ زَ / زِ ] ( ترکیب عطفی، اِمرکب ) اثاث البیت. ( آنندراج ). کاسه کوزه:
کاسه و کوزه افلاک شکستن دارد
چند بیهوده دل اهل هنررا شکند.صائب.ای کز سر سبلتت رئیسی پیداست
از کاسه و کوزه ات خسیسی پیداست
گر در شب دیجور نقاب اندازی
از چهره تو نشان پیسی پیداست.رهی شاپور ( از آنندراج ).- کاسه و کوزه را بسر کسی شکستن؛ با بی گناهی او همه تقصیرها را بدو نسبت کردن. ( امثال و حکم دهخدا ) و رجوع به کاسه کوزه شود.

فرهنگ فارسی

اثاث البیت

جمله سازی با کاسه و کوزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه

💡 از کاسه و کوزه جوی جیحون نشود این کار بجز ز فیض گردون نشود

💡 بشکسته دو صد کاسه و کوزه شه من دوش از عربده مستانه بدان شیوه که دانی

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز