کار سرسری
مترادفها
کار سطحی، کار بیدقت
متضادها
دقیق، جدی، عمیق، موشکافانه
لغت نامه دهخدا
کار سرسری. [ رِ س َ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کار سطحی.
- کار سرسری کردن؛ سهل انگاری کردن. رجوع به سهل انگاری کردن شود.
فرهنگ فارسی
کار سطحی
جمله سازی با کار سرسری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت کاهل کاین چه کار سرسری ست؟ آسمان، زین کار کردنها بری ست
💡 ز سوز عشق چنانست دل، که سربازی بپیش تیغ غمت کار سرسری داند
💡 عقل خود کار سرسری نکند لیک با دین برابری نکند
💡 یقین دان عشق کار سرسری نیست حقیقت مرد عاشق هر دری نیست
💡 محتشم پروانه آن شمع گشتی وای تو نیست کار سرسری گرد سر او پر زدن
💡 انجام دادن کار سرسری و بدون دقت کافی در پروژههای مهندسی میتواند منجر به خسارتهای جبرانناپذیر و خطرات جانی برای ساکنان آن ساختمانهای ساخته شده شود.
💡 اگر بخواهی در زندگی حرفهای خود پیشرفت کنی، باید از انجام کارهای سرسری خودداری کرده و همیشه با تمام توان و دقت به وظایف خود بپردازی.
💡 مدیر شرکت از کارمند خود انتقاد کرد، زیرا او یک کار سرسری و ناقص را به عنوان نتیجه نهایی فعالیتهای خود به بخش مدیریت ارائه داده بود.