لغت نامه دهخدا
کار نااستوار. [ رِ اُ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عریج. ( منتهی الارب ). کار نامحکم.
کار نااستوار. [ رِ اُ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عریج. ( منتهی الارب ). کار نامحکم.
💡 کردی بنای عیش و غمم سست و استوار از عهد سست و بیعت نااستوار خویش
💡 کار رفت از دست،وحشی پای بستی کن ز صبر این بنای طاقت نااستوار خویش را
💡 مگو کار جهان نااستوار است هر آن ما ابد را پرده دار است
💡 فراغت نخسبی در ایوان او که سیل است و ارکانش نااستوار
💡 مرا تو توبه مده زانکه بشکنم ناچار که رسم توبه نااستوار من اینست