پنچرگیری

مترادف‌ها

تعمیر پنچر

فرهنگ معین

( ~. ) [ انگ - فا. ] ۱ - (حامص. ) ترمیم کردن و وصله انداختن لاستیک خودرو و مانند آن. ۲ - (اِ. ) محل انجام این کار.

فرهنگستان زبان و ادب

{puncture repair} [مهندسی بسپار- تایر] روش های گوناگون تعمیر تایری که براثر ورود جسم خارجی به آن پنچر شده است

ویکی واژه

ترمیم کردن و وصله انداختن لاستیک خودرو و مانند آن.
محل انجام این کار.

جمله سازی با پنچرگیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این نوع جک به‌واسطهٔ باز شدن و یا بسته شدن پیچ یا دنده، می‌تواند اجسام سنگین را حرکت دهد. از این مدل جک معمولاً برای بلند کردن خودرو در هنگام پنچرگیری و برخی تعمیرات استفاده می‌شود و در برخی موارد برای بلند کردن اجسام در انبارها و کارگاهها قابل‌استفاده است.

💡 در میان جاده‌های خلوت و کوهستانی، خودروی ما دچار مشکل شد و مجبور شدیم برای پیدا کردن یک تعمیرگاه مخصوص پنچرگیری، کیلومترها به سمت شهر برویم.

💡 او در حاشیه بزرگراه، مغازه کوچکی برای پنچرگیری و تعمیرات جزیی خودرو دارد که همیشه در هر ساعت از شبانه‌روز آماده کمک به مسافران است.

💡 اگر در مسیر سفر با پنچری ناگهانی روبرو شدید، بهتر است از خدمات امداد جاده‌ای استفاده کنید تا کار پنچرگیری توسط متخصصان انجام شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران