کابل کشی

مترادف‌ها

سیم‌کشی

لغت نامه دهخدا

کابل کشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) کشیدن کابل. سیمهای زیرزمینی برای برق و تلفن و غیره کشیدن.

فرهنگ فارسی

کشیدن سیمهای زیر زمینی یا زیر دریایی برای برق و تلفن و تلگراف کشیدن کابل
کشیدن کابل

جمله سازی با کابل کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اورهان ولی شبی به یکی از چاله‌های شهرداری آنکارا که به منظور کابل کشی کنده شده بود می‌افتد و سر او زخمی و آسیب می‌بیند. روز بعد در خانهٔ دوستش صباح الدین در استانبول اقامت داشت که حال او بد شده و به بیمارستان انتقال می‌دهند؛ و همان روز در بیمارستان جراح‌پاشا در سال ۱۹۵۰ بر اثر خونریزی مغزی می‌میرد.

💡 عیب ان قیمت بالای آن ( نسبت به روش کابل کشی ) است. در مدل هدایت لیزری 15 تا 30 درصد بر قیمت دستگاه افزوده می‌شود و ممکن است در برابر برنامه‌ریزی آن دقت کمتری در دستگاه وجود داشته باشد.

💡 تیم فنی برای آماده‌سازی ساختمان جدید جهت بهره‌برداری، فعالیت‌های مربوط به کابل کشی برق و شبکه اینترنت را با دقت و سرعت بسیار بالایی آغاز کردند.

💡 اشتباه در فرآیند کابل کشی زیرساخت‌های شهری می‌تواند منجر به بروز مشکلات جدی در توزیع برق و اختلال در ارتباطات مخابراتی منطقه شود.

💡 پیش از نصب تجهیزات پیشرفته کامپیوتری، باید اطمینان حاصل کرد که کابل کشی شبکه طبق استانداردهای جهانی و با کیفیت مناسب انجام شده باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران