لغت نامه دهخدا
کابل کشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) کشیدن کابل. سیمهای زیرزمینی برای برق و تلفن و غیره کشیدن.
کابل کشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) کشیدن کابل. سیمهای زیرزمینی برای برق و تلفن و غیره کشیدن.
کشیدن سیمهای زیر زمینی یا زیر دریایی برای برق و تلفن و تلگراف کشیدن کابل
کشیدن کابل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اورهان ولی شبی به یکی از چالههای شهرداری آنکارا که به منظور کابل کشی کنده شده بود میافتد و سر او زخمی و آسیب میبیند. روز بعد در خانهٔ دوستش صباح الدین در استانبول اقامت داشت که حال او بد شده و به بیمارستان انتقال میدهند؛ و همان روز در بیمارستان جراحپاشا در سال ۱۹۵۰ بر اثر خونریزی مغزی میمیرد.
💡 عیب ان قیمت بالای آن ( نسبت به روش کابل کشی ) است. در مدل هدایت لیزری 15 تا 30 درصد بر قیمت دستگاه افزوده میشود و ممکن است در برابر برنامهریزی آن دقت کمتری در دستگاه وجود داشته باشد.