ژفت

لغت نامه دهخدا

ژفت. [ ژَ ] ( ص ) تناور. ( آنندراج ). فربه. || لاغر. ( آنندراج ). نحیف ( از لغات اضداد است ):
برو بزیر رکابش چو اسب تازی چست
مباش در ره حکمش چو گاو کاهل ژفت.؟ ( از شعوری ).
ژفت. [ ژُ ] ( ص ) بخیل و ممسک:
با او چگونه گشت زبان ژفت یا جواد
با او چگونه رفت فلک نرم یا درشت.؟ ( از شعوری ).

فرهنگ فارسی

بخیل و ممسک.

جمله سازی با ژفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک نظر در طول و عرض خویش کرد خویشتن را دید ژفت شیر مرد

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز