چکانش

فرهنگستان زبان و ادب

{infusion} [پزشکی] تزریق قطره ای ماده ای مانند محلول نمکی یا قندی به سیاهرگ یا بافت

جمله سازی با چکانش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرفته ام به سخن لعل می چکانش را به خون توبه چرا نشکنم خمار امروز؟

💡 از تاب شرار می بر چهره چکانش خوی خوی، رشحه ای از رخ، هی بر جیب و گریبانش

💡 بر سر آتش غم سوخت کباب جگرم گوئیا بر دل خونابه چکانش بستند