چرب تر

لغت نامه دهخدا

چربتر. [ چ َ ت َ ]( ص تفضیلی ) روغندارتر. پرروغن تر. || زیادتر. ( ناظم الاطباء ). بیشتر. افزون تر: گرم وخشک و گرمیش چربتر از خشکی. ( التفهیم، در صفت آفتاب ). خشکیش چربتر از سردی. ( التفهیم، در صفت عطارد ). || وزین تر. ( ناظم الاطباء ). سنگین وزنتر. سنگین تر. || بهتر و راجح تر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. پرروغن تر، روغن دارتر.
۲. [مجاز] بیشتر، افزون تر.

جمله سازی با چرب تر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرمت ناید این همه سرگردانی تا لقمۀ خاک چرب تر گردانی

💡 چو در دلش نبود نور عشق و آه کشد چو چرب تر بود آن خشک و دود اوست عبث

💡 قدر شمشیر ستم را خون من داند که چیست شعله را نبود ز روغن چرب تر کس مشتری

💡 نیست فرقی، بلکه یک ران چرب تر باشد هنوز کوه را سنجید با خود چون ترازوی رکاب

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز