چتو
لغت نامه دهخدا
چتو. [ چ َ ] ( اِ ) پرده ای باشد که بر روی چیزها پوشند. ( برهان ). بمعنی پرده است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( فرهنگ شعوری ). پرده باشد. ( جهانگیری ). پرده و حجابی که بر روی چیزی پوشند. ( ناظم الاطباء ). پرده. ( فرهنگ نظام ):
دگر ریاحین چون دختران دامنکش
گرفته گرد خواتین گل ز رشک چتو.نزاری قهستانی ( از انجمن آرا ).
فرهنگ عمید
پرده، تجیر: دگر ریاحین چون دختران دامن کش / گرفته گرد خواتین گل زرشک چتو (نزاری: رشیدی: چتو ).
جمله سازی با چتو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا که مفلس عورم کدام طالع و بخت که سایه ای بسر افتد چتو همائی را