چارغ

لغت نامه دهخدا

چارغ. [ رُ ] ( ترکی، اِ ) نوعی از پای افزار است که بیشتر دهقانان بپای خودبندند. ( برهان ). قسمی از پای افزار روستائیان. ( ناظم الاطباء ). پوزار. پای افزار دهقانان. نوعی کفش مخصوص که دهقانان و روستائیان پوشند. || نوعی کفش کردی است. ( گناباد خراسان ). و رجوع به چارق شود.

فرهنگ عمید

نوعی کفش چرمی با بندها و تسمههای دراز که بندهای آن به ساق پا پیچیده می شود، پاتابه، پالیک.

فرهنگ فارسی

کفش چرمی که بندهاوتسمه های درازدارد، پاتابه
( اسم ) چارق.
نوعی از پای افزار است که بیشتر دهقانان بپای خود بندند. یا نوعی کفش کردی است.

جمله سازی با چارغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای کون تو دریده تر از چارغ بلیس جز ما نیافتی بهمه شهر دست خوش؟

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز