چادر گرفته
مترادفها
پوشیده شده
لغت نامه دهخدا
چادرگرفته. [ دَ / دُگ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه چادر پوشیده باشد. ( آنندراج ):
باغ از شکوفه لیلی چادرگرفته ای است
از لاله کوه عاشق ِ در خون طپیده ای است.صائب ( از آنندراج ).|| پرده دار و نهفته. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنکه چادر پوشیده باشد. یا پرده دار و نهفته.
جمله سازی با چادر گرفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باغ از شکوفه، لیلی چادر گرفته ای از لاله کوه، عاشق در خون تپیده ای است
💡 آن زن جوان با چادر گرفته بر سر خود، با وقار و آرامش از میان جمعیت پر همهمه بازار به سمت خانه میرفت.
💡 در آن مراسم مذهبی، بسیاری از زنان با چادر گرفته بر سر، به احترام سنتهای قدیمی و برای حفظ حیا حضور یافته بودند.
💡 او با چادر گرفته و پوششی کامل، سعی داشت تا در میان جمعیت ناشناس بماند و هویت واقعی خود را پنهان کند.