لغت نامه دهخدا
چادر کحلی. [ دَ / دُ رِ ک ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. ( برهان ) ( آنندراج ). || کنایه از شب. ( برهان ) ( آنندراج ).
چادر کحلی. [ دَ / دُ رِ ک ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. ( برهان ) ( آنندراج ). || کنایه از شب. ( برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از آسمان یا کنایه از شب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردون فکند چادر کحلی به سر مرا حالی که برد خصم جفا جامه معجرم
💡 فلک در سندس نیلی هوا در چادر کحلی زمین در فرش زنگاری که اندر حله خضرا