لغت نامه دهخدا
چابک سیر. [ ب ُ س ِی ْ ] ( ص مرکب ) تندرو. زودگذر. شتابناک:
آن نگر کآسمان چابک سیر
نام من شر نهاد و نام تو خیر.نظامی ( هفت پیکر ).
چابک سیر. [ ب ُ س ِی ْ ] ( ص مرکب ) تندرو. زودگذر. شتابناک:
آن نگر کآسمان چابک سیر
نام من شر نهاد و نام تو خیر.نظامی ( هفت پیکر ).
تند رو. زود گذر. شتابناک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه در خاک نهاد این فلک چابک سیر در همه جایگهی آتش از آن میسوزد
💡 ماه چابک سیر در یک جا نمی گردد مقیم ماه را سرگشته در گردون گردان آفرید
💡 آن نگر کاسمان چابک سیر نام من شر نهاد و نام تو خیر