«پهنک» واژهای فارسی است که به قسمت پهن و گسترده هر چیز گفته میشود. این واژه بیشتر برای توصیف اشیایی به کار میرود که سطحی مسطح یا گسترده دارند و شکل آنها به گونهای است که قسمت بارزی از پهنا را تشکیل میدهد. در کاربرد گیاهشناسی، «پهنک» به قسمت پهن برگ یا گلبرگ اطلاق میشود. این بخش معمولاً بزرگترین سطح برگ یا گل است و نقش مهمی در جذب نور و انجام فرآیند فتوسنتز ایفا میکند. از نظر علمی، معادل لاتین آن در گیاهشناسی کلمه lamina است. این واژه در متون تخصصی برای توصیف سطح صاف و گسترده برگها، گلها و دیگر اندامهای گیاهی به کار میرود. در حملونقل دریایی، «پهنک» به قسمت پهن و صاف پنجه لنگر گفته میشود. این بخش از لنگر باعث تماس سطحی بیشتر با بستر و افزایش قدرت نگهداشتن لنگر میشود. واژه «پهنک» معمولاً در متون تخصصی، علمی و فنی به کار میرود، اما در زبان روزمره میتواند به طور استعاری برای هر سطح پهن و صاف نیز استفاده شود.
پهنک
لغت نامه دهخدا
پهنک. [ ] ( اِ ) بهندی قنب است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
فرهنگ عمید
قسمت پهن برگ یا گلبرگ.
فرهنگ فارسی
قسمت پهن برگ یاگلبرگ
( اسم ) قسمت پهن برگ
بهندی قنب است
فرهنگستان زبان و ادب
{blade , lamina} [زیست شناسی- علوم گیاهی] قسمت پهن برگ و گلبرگ
{palm , palm of anchor} [حمل ونقل دریایی] قسمت پهن و صاف پنجۀ لنگر
دانشنامه آزاد فارسی
پهنک (lamina)
بخش پهن برگ در دو طرف رگبرگ میانی گیاهان گل دار (نهاندانگان). پهنک عموماً نازک و مسطح، و معمولاً نخستین اندام فتوسنتز است. پهنک شبکه ای از رگبرگ ها برای هدایت آب و مواد غذایی دارد. در بیشتر مواقع، پهنک به ساختار نازک و پهن ریسۀ بسیاری از علف های دریایی نیز اطلاق می شود.
جمله سازی با پهنک
💡 پهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد میکند. پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را به خوبی انجام میدهد. برگ هر گیاه معمولاً ویژگیهای ظاهری خاص خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط به عوامل محیطی مانند نور، رطوبت و دما است.
💡 رشد متفاوت و غیر منظم بخشهای مختلف پهنک، در برگهای گیاهان مختلف سبب اشکال متفاوت آنها میشود. بهطور کلی برگها را بر حسب وضع پهنک به دو دسته بزرگ تقسیم میکنند.
💡 نارون، درخت یا درختچهای است که پوست آن در وهلهٔ اول صاف است و پس از مدتی، پوست درخت رگه رگه میشود. (رگه طولی) شاخههای آن پوشیده از برگهای متناوب بیضی و دارای دمبرگ است. پهنک برگ آن قرینه نیست و دندانههای زیادی دارد. میوهٔ آن پس از خشک شدن به سرعت از غلاف خود بیرون نمیآید.
💡 پهنک برگهای ساده ممکن است کامل بوده، یا به حاشیه به علت بریدگیها یا فرورفتگیها اشکال مختلف پیدا کند. انواع برگهای ساده را از روی پهنک و کناره آنها که دارای دندانه یا کنگرهاست و همچنین بر حسب نوع و عمق بریدگی حاشیه که سطحی است یا کم و بیش به رگبرگ و سطحی میرسد نامگذاری میکنند.
💡 در گیاهان آوندی، برگها زوائد جانبی ساقهاند که از مریستم انتهایی نوک ساقه پدید میآیند. بیشتر برگها اندامهای پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژهای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند. برگ از پهنک و دمبرگ و نیام تشکیل شدهاست و به رگههای آن رگبرگ میگویند.
💡 برگ گیاهان تکلپهای از دو بخش پهنک و نیام تشکیل شدهاست. گسترش رگبرگ قسمت اعظم آنها موازی است. در محل اتّصال نیام به پهنک زبانک وجود دارد. در بعضی گونههای غلات در محل اتّصال پهنک به نیام یک جفت گوشواره وجود دارد.