لغت نامه دهخدا
پراکنده روز. [ پ َ ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) شوربخت. بدبخت:
پس از گریه مرد پراکنده روز
بخندید کای مامک دلفروز.سعدی.
پراکنده روز. [ پ َ ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) شوربخت. بدبخت:
پس از گریه مرد پراکنده روز
بخندید کای مامک دلفروز.سعدی.
شوربخت، بدبخت، تیره روز: پس از گریه مرد پراکنده روز / بخندید کای مامک دل فروز (سعدی۱: ۱۲۳ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا ای فقیر پراکنده روز ز من بشنو این نکتهٔ دلفروز
💡 پس از گریه مرد پراکنده روز بخندید کای دختر دلفروز
💡 پس از گریه مرد پراکنده روز بخندید کای بابک دلفروز