لغت نامه دهخدا
پای کلاغ. [ ی ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قازایاغی. اطریلال. || قلم چرا. ( غیاث اللغات ). خطی بغایت زشت. قلم انداز.
پای کلاغ. [ ی ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قازایاغی. اطریلال. || قلم چرا. ( غیاث اللغات ). خطی بغایت زشت. قلم انداز.
( اسم ) ۲- خطی بغایت زشت قلم چرا قلم انداز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دیده ما جوهریان خط یاقوت جز مشق جنون هر چه بود پای کلاغ است