فرهنگ معین
(دَ ) (ص. ) مجازاً: میانجیگری و واسطه شدن جهت آشتی و یا از میان بردن اختلاف طرف های دعوا، وساطت.
(دَ ) (ص. ) مجازاً: میانجیگری و واسطه شدن جهت آشتی و یا از میان بردن اختلاف طرف های دعوا، وساطت.
انگلیسی:
mediation ,intervention, intercession, interposition
💡 در ۱۲۶۰ بلا کنترل ترانسیلوانی را خود به دست گرفت، آنگاه به همراه ایشتوان دست به لشکرکشی علیه بلغارستان زد، ولی روابط پدر و پسر با تنش همراه شد. سرانجام با پادرمیانی بزرگان پدر و پسر توافق کردند که ایشتوان پنجم بر سرزمینهای شرق دانوب فرمان راند و بازمانده را به پدر واگذارد.
💡 در نهایت و بعد از چند ماه کشمکش و توافقهای گوناگون سرانجام با بازشماری آرا و با پادرمیانی حامد کرزی رئیسجمهور و شخصیتهای جهادی عبدالله و غنی توافق کردند که برنده رئیسجمهور شود و فرد پیشنهادی نامزد رقیب با موافقت او رئیس اجرایی شود و پس از دو سال به نخستوزیری تغییر یابد.
💡 سرانجام با پادرمیانی حامد کرزی رئیسجمهور و سران جهادی افغان، توافقی ملی میان دو نامزد بسته شد. بدین صورت که برندهٔ انتخابات رئیسجمهور و رئیس شورای وزیران شود و با موافقت و فرمان او فردی که نامزد رقیب پیشنهاد میکند رئیس اجرایی گماشته شود و ریاست هیئت وزیران را بر عهده گیرد. سمتهای کلیدی اجرایی و قضایی نیز نیز مساوی میان هر دو تیم بخش شود.