لغت نامه دهخدا
ویلک. [ وَ ل َ ] ( ع صوت ) وای بر تو. ( منتهی الارب ). رجوع به ویل شود.
ویلک. [ وَ ل َ ] ( ع صوت ) وای بر تو. ( منتهی الارب ). رجوع به ویل شود.
(صفت ) وای بر تو.
[ویکی الکتاب] معنی وَیْلَکَ: وای بر تو (از "ویل"به معنی هلاکت،عذاب شدید،اندوه،خواری و پستی،قبح و زشتی ویا هر چیزی که آدمی سخت از آن حذر میکند و موجب اندوه او می شود.اینکه در هنگام مصیبت ویل را یا ویلاه ندا میکنند و یا میگویند یا ویلتاه از این باب است که به طور کنایه برسانند...
ریشه کلمه:
ک (۱۴۷۸ بار)ویل (۴۰ بار)
وای. طبرسی فرموده: ویل لفظی است هر که در مهلکه واقع شود آن را بکار برد و آن در اصل عذاب و هلاک است. راغب از اصمعی نقل کرده ویل به معنی قبح است و گاهی در تحسّر و تأسف بکار رود ولی ویح در ترحم استعمال میشود جوهری گوید: آن کلمه عذاب است گویند: وَیْلَهُ - وَیْلَکَ - وَیْلی. نگارنده گوید: در هر حال کلمهایست حکایت از بدبختی و عذاب دارد خواه شخص گرفتار خودش بگوید مثل. و خواه از دیگری به دیگری باشد مثل. وای بر تو ایمان بیاور. وای در آن روز بر تکذیب کنندگان. در آیه. ظاهراً به معنی تعجّب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعله ای از تیغ او بر هرکه تابد تا ابد بانگ ویلک ویلکش خیزد همی از استخوان
💡 روی ابو هریره انّ رسول اللَّه (ص) رأی رجلا یسوق بدنة فقال له: ارکبها فقال یا رسول اللَّه انّها بدنة، فقال ارکبها ویلک فی الثانیة و الثالثة.