لغت نامه دهخدا
وهاد. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وَهدة. زمین های پست و هموار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). زمینهای پست و نشیب. ( آنندراج ). رجوع به وهدة شود. || ج ِ وَهد. ( منتهی الارب ). رجوع به وهد شود.
وهاد. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وَهدة. زمین های پست و هموار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). زمینهای پست و نشیب. ( آنندراج ). رجوع به وهدة شود. || ج ِ وَهد. ( منتهی الارب ). رجوع به وهد شود.
= وهده
(اسم ) جمع وهده
اسم: وهاد (پسر) (عربی) (تلفظ: vehād) (فارسی: وِهاد) (انگلیسی: vehad)
معنی: جای مطمئن و هموار، ( جمع وهده )، زمین پست و هموار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بسکهبوسهز دستمبههر دو عارض او ز نقش بوسه رخش گشته پر وهاد و تلال
💡 تلال زیر سمش پستتر شود ز وهاد وهاد زیر پیش نرمتر شود ز رمال
💡 به پای جهد سپردم بسی فراز و فرود بهکام سعی نوشتم بسی وهاد و تلال
💡 ز چاه شرق برآرد به صبحدم خورشید کند منور از نور او وهاد و تلال
💡 حشم و لشکر برده به فراز و به نشیب سپه و سنگر بسته به وهاد و به تلال
💡 به نعل اسب نبشتم بسی تلال و وهاد بهکام رخش سپردم بسی نشیب و فراز