لغت نامه دهخدا
( وجیه الدولة ) وجیه الدولة. [ وَ هُدْ دَ / دُو ل َ / ل ِ ] ( اِخ ) ذوالقرنین. رجوع به ذوالقرنین بن ابی المظفر حمدان بن ناصرالدولة ابومحمدالحسن بن عبداﷲ تغلبی شاعر شود.
( وجیه الدولة ) وجیه الدولة. [ وَ هُدْ دَ / دُو ل َ / ل ِ ] ( اِخ ) ذوالقرنین. رجوع به ذوالقرنین بن ابی المظفر حمدان بن ناصرالدولة ابومحمدالحسن بن عبداﷲ تغلبی شاعر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرس احوال رهی را ز وجیه الدوله تا تو را گوید اگر قول منت باور نیست